موسیقی از روی عصبانیت!!!

سلام.

راستش یه وقتهایی موسیقی واسه من جایی بوده برای تخلیه عصبانیت و فراموش کردن خیلی از چیزهایی که ذهنم رو آزار میداده. حالا هم اینجوریم و دوست دارم یه چیزی گوش بدم و شما رو هم دعوت می کنم به گوش کردنش!!!

بعدها که آرومتر شدم سعی می کنم مطلب دیگه ای بنویسم. الان ذهنم کار نمی کنه و میدونم هر چی بنویسم از روی ناامیدی میشه. بذارید حالم خوب بشه.!!!

Evanescence - Going Under

حسرت!!

سلام دوستان همیشه همراه!!

مي‌دونم كه مثل هميشه خوب و سرحاليد. امروز اومدم اينجا يه چيزي در مورد حسرت خوردن بنويسم. كاشكي چيزي به اسم حسرت تو دنيا وجود نداشت. مخصوصاً‌ حسرت چيزايي كه گذشته و ديگه نميشه بهش دست پيدا كرد. شايد صلاح نبوده و قسمتمون اين بوده كه به اون چيز دست پيدا نكنيم يا نرسيم. خدا خودش اون بالا نشسته داره حال و روز مارو مي‌بينه. خودش بهتر مي‌دونه كه چيكار كنه و چيكار نكنه. سعي كنيد كه از لحظات زندگيتون بهره كافي رو ببريد و كمتر حسرت بخوريد.

به اميد موفقيت همه، به خصوص همراه خوبم!!

موسیقی برای مادر!!!

سلام و فقط بدون شرح گوش کنید!!!

 

میم مثل مادر

استرس!!

سلام دوستان گلم.

چند وقتي بود كه تو محل كارم به يه مشكلي برخورد كرده بودم و باعث شده بود كه ذهنم مشغول بشه. هر روز صبح كه مي‌خواستم برم سر كار با كلي كسلي و خستگي از خواب بلند مي‌شدم و وقتي هم كه ميرسيدم اونجا همش استرس و نگراني و دلهره داشتم. آخه بعد از چند سال كار كردن رؤساي از راه رسيده و جديد به يادشون افتاده بود كه من و چند تا از دوستامو مورد آزمايش و امتحان قرار بدن و ببينن كه كار بلديم يا نه!! كلي هم خط و نشون كشيده بودند كه آي فلان مي‌كنيم و بهمان مي‌كنيم و هر كي كه نتونه نمره كافي رو بگيره عذرشو مي‌خوان. ما هم كه هر كدوم يه مشكلي تو زندگي داريم و واقعاً به اين كار احتياج داريم دل تو دلمون نبود. روز امتحان ديگاه نفسمون بالا نميومد. خلاصه رفتيم نشستيم پشت كامپيوتر و شروع كرديم به دادن امتحان. واقعاً كه پيش خودم خندم گرفته بود. يه جوراييم حرصم درومده بود. اين همه به ما استرس و تشويش وارد كردن آخرم يه امتحان معمول گرفتن و گفتن همتون قبول شدين بريد به سلامت. اينم از روزگار پر استرس ما!!

اميدوارم كه هيچ كدوم از شما زندگي رو با استرس دنبال نكنيد!!!

انسان فراموش شده!!!

سلام و آرزوی موفقیت!!!

همین چند روز پیش به یک موردی برخوردم که باعث شده که ذهنم به یه موضوعی مشغول بشه.و اینکه قوانین در جوامع برای این به وجود اومدن که به نضم و انضباط جامعه کمک کنند. و هرج و مرج و آنارشیسم در رابطه های انسانی از بین بره و همه زیر سایه عدالت باشند.و امکان داره واسه این قوانین تبصره هایی هم بذارند که جای هیچ ابهامی توش نباشه و به طور کلی یک قانون جامع و کامل و بدون نقص باشه که هیچ شک و شبه و ایرادی توش وارد نباشه. از همه اینها بگذریم که سوال من اینه که توی وضع این قوانین مهمترین چیز چیه؟!؟. نظم جامعه و پیشرفتش یا اینکه آرامش انسانها؟!؟. فکر می کنید که تو این قوانین وضع شده به خاطر مصلحت جامعه و حفظ جلوه اون ممکنه انسانها حقشون پایمال بشه و شاید هم یه طبقاتی واقعا فراموش بشن؟!؟. واقعا هدف از وضع یک قانون چیه؟!؟. آیا انسان واجبه یا جامعه؟!؟.بهتر بگم که انسانها چقدر همدیگر رو در هنگام وضع قوانین و تبصره هاش فراموش می کنند و از ارزش انسان به خاطر یک مصلحت ممکنه کاسته بشه؟!؟

اینم از مشغولیات ذهن من که داره بدجوری با خودش کلنجار میره. نمی دونم وسط این همه فکر و خیال این از کجا در اومد!!!.

(همراه من بنویس!!!)

با اجازه و یا علی!!!

موسیقی بدون شرح!!!

دوباره سلام.

تا چشم به هم زدیم و یک ماه از پاییز گذشت و همینطور چشم بهم بزنیم ماههای دیگر هم میگذره.دست من و شما هم نیست.یک امر طبیعیه که نه واسه ما بلکه واسه همه همینجوری بوده و هیچ کسی رو نمی تونید پیدا کنید که در این یک مورد بی تفاوت باشه. چون به هر حال همه ما زندگی کردن رو دوست داریم و یکی از اهدافمون اینه که این گذر عمر همیشه به نفعمون باشه و از هر لحظه اش لذت ببریم. با اینکه همیشه بر وفق مراد ما نیست. اما میتونیم این لحظات خوشی رو خودمون انتخاب کنیم. حالا به هر نحوی.مهم اینه که قانع باشیم و استعداد خودمون رو بشناسیم و حسرت از دست رفته های خودمون رو بخوریم نه داشته های دیگران رو!!!

و اما موسیقی که امروز میخوام اینجا بزارم برمیگرده به سالهای نوجوانیم و اون موقعهایی که تازه افتاده بودم تو خط آهنگ و گوش کردن!!!. پس بدون شرح گوشش بدید و شاید شما رو هم ببره به همون سن و سال. با اینکه میدونم هر کسی یه حال و هوای مخصوص خودش رو تو اون دوران داشته،اما بعضی چیزهای مشترک میشه توش پیدا کرد!!!

Joe Satriani- Bamboo