درد عاشقی!!!
خدایا گر تو درد عاشقی رو ميکشیدی
تو هم زهر جدایی رو به تلخی میچشيدي
اگر چون من به مرگ آرزوها ميرسيدي
پشيمون ميشدي از اينكه عشق آفريدي
خدايا عاصي و خسته به درگاه تو رو كردم
نماز عشق را آر به خون دل وضو ردم
دلم ديگر به جان آم در اين شبهاي تنهايي
بيا بشنو تو فريادي كه پنهان در گلو كردم
بگو هرگز سفر كردي سفر با چشم تر كردي
كسي را بدرقه با اشك تو با خون جگر كردي
ز شهر آروزهايت به ناكامي گذر كردي
گل اميد تو پرپر به خاك رهگذر كردي
خدايا گر تو درد عاشقي رو ميكشيدي
تو هم زهر جدايي رو به تلخي ميچشيدي
اگر چون من به مرگ آرزوها ميرسيدي
پيشمون ميشدي از اينكه عشق آفريدي
+ نوشته شده در دوشنبه هفتم اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت 11:24 توسط Arosake Shekastani
|
ما متولدین خرداد و اسفند هستیم و به کتاب و فیلم و شکلات علاقه داریم!!!