ديروز با همراه خوبم رفته بوديم ولي‌عصر خريد. يعني رفته بوديم كادوي روز تولدمو با سليقه خودم برام بخره. بعد از كلي گشتن و بالا و پايين رفتن بالاخره تونستم اون چيزي كه دلم مي‌خواست گير بيارم و بخرم. روز خوبي بود. ولي آخرش با يه ناسپاسي خراب شد. يعني من خرابش كردم . البته مقصر اصلي اين ماجرا يه جورايي يكي ديگه بود!!! نمي‌دونين چه خبر بود. ملت ريخته بودن ميدون ولي‌عصر رو بسته بودن. هيچي ديگه!! كلي تو خيابون معطل شديم تا آخرش يه ماشين گيرمون اومده. خيلي دير رسيدم خونه!! ولي كوفتمون شد!!!! اونم به خاطر .........ولي همراه خوبم بازم مثل هميشه صبوري كرد و بخشيد!! واقعاً ازش ممنونم!!