این روزها کمتر کسی علاقمند به سینما را می‌توانید پیدا کنید که فیلم جدایی نادر از سیمین را ندیده باشد. فیلمی که حکایت از یک اتفاق کوچک در جدایی یک زوج با سابقه است. هر بار که بحث جدایی پیش می‌آید من معتقدم که خطر آن پیش گوش همه ما هست. چون خیلی چیزهای ساده یکباره بزرگ مي شود و این کوتاه نیامدنها به فاجعه می‌انجامد. سوال اساسی این است که آیا به دنبال مقصر بودن دوای درد همه جدایی‌هاست؟ اینکه در مواردی که جداییها براساس اختلافات کوچک اتفاق می‌افتد آیا در جامعه‌ای که مرد یا زن طلاق (بخصوص زن طلاق را) را طرد ميکند باز هم جدایی راه حل خوبی است؟ خانواده‌ها در جدایی فرزندانشان دنبال چه چیزی هستند که حمایت میکنند؟